تبليغاتX
< < آموزش قالب كدجاوا> > .::نامه هایی به فرشته ی نگهبانم::.
به سایه ها دل نبندید
 

"در ستايش موهايت مي‌بويم گيسوانت را تا فرشته‌ها حسودي کنند به عطر تو. شانه مي‌زنم موهايت را تا حوري‌ها سرک بکشند از بهشت براي تماشا. شعر مي‌گويم براي تو تا کلمات کيف کنند مست شوند بميرند.

در ستايش دست‌هايت وقتي كه دل دست‌هايم تنگ مي‌شود براي انگشتان كوچكت
آن‌ها را مي‌گذارم برابر خورشيد تا با ترکيبي از كسوف و گرما دوري‌ات را معنا كنم.

در ستايش چشم‌هايت دست خودشان نيست وقتي از فرط معصوميت با تابشي از جنس عشق روح‌هاي ولگرد بعدازظهر را بر نيمکتي سنگي کشتار مي‌کنند، چشم‌هايت..."

 

+ نامه اي در  Wed 17 Dec 2008....ساعت  توسط  fa.riiba  | 

 

     "فکر کرده بودم جدایی از تو برايم آسان است!
خيال کرده بودم دل کندن از تو ساده است !
اما دگر کافيست !!
به خدا کافيست ...


تنها دقيقه اي ازم دور شده اي
عجيب است !!!
نه ، نه  ، برگرد ، که بي تو نيستم !
همين چند دقيقه برايم کافي بود .
تار و پودم با تو آميخته !
سرشتم ، هرچند جدا ، ولي در دستان توست !
ترکم مکن....
دگر ثانيه اي هم از من جدا نشو !
ثانيه اي ...
بگذار هميشه در آغوشت باشم.
هميشه ...

 

مامن امن دلتنگي هايم.....
مونس شب هاي تارم......
خورشيد آرزوهايم.....
با من بـــمان.... "

"  با من بـــمان  "

 

+ نامه اي در  Sun 30 Nov 2008....ساعت  توسط  fa.riiba  |